|
يادداشتهای ادبی | |
|
:: از اميرپیمان رمضانی :: 2 راستش خيلی وقته که اميرپيمان رو نديدم ولی کمابيش خبرش رو از بچهها دارم. به هر حال هر جايی که هست اميدوارم که موفق باشه و پيروز ... ممنونم از اين بوسه اين ابراز همدردی بايد پذيرايی کنم... شرمنده... چيزی نيست در خانهی مردی که تو ويرانهاش کردی گفتی که چيزی نيست اما شرط میبندم هرگز نديدی گونههايم را به اين زردی انگار بايد رفت ساعت را نگا کردی باشد برو... اما بگو کی بازمیگردی...
برهان،
،
از عشق عاشقانه بگو آنچه را که هست:
0
نظر
| |
|
| منوی اصلی |
| وضعيت Messenger |
| لينکستان شعر و ادب |
| آخرين پستهاي وبلاگ |
0 نظر داده شده:
شما هم نظر بدين
برگشت به صفحه اصلي